بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

564

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و چشمها بغور دررود و پس از ان كزاز و عرق سرد آيد و هلاك سازد و دو درم از وى كشنده بود و بتخدير تام و اخماد حرارت در دو روز چند شخص در عراق بهلاك خود مقدار مذكور را خوردند و از عقب آن قدرى روغن كنجد اشاميدند تا ديگر قبول علاج نكند و چنين بود اين خاصيتى عجيب‌ست و سركه و جغرات ترش و ترشيها هم از عقب بد باشند و قولنج بد احداث كند و افيون ترياق بسى از سموم حيوانى و نباتى و معدنى بود بنابرين بعضى آن را ترياق مطلق گويند و در اكثر تراكيب افيون كنند جهت آنكه ترياقيست و تقويت بدين دارد و حفظ قوت ادويه سالها بسيار مىكند جوز ماثل آن را درين ممالك تاتوره و تاتوله گويند و هنديان وتورا گويند و آن تخم نباتىست شبيه به نبات بادنجان در هيئت و لون و برهم چسپيدگى همچو تخم بادنجان بود و غلاف او همچو غلاف بادنجان بود در لون و خشونت و ليكن تاتوره تمام تخمها بود مجتمع در درون همان غلاف و بادنجان را تخم در درون بود و غلاف يكسر و غلاف تاتوره گرد بود و قوى همچو سپوله جوز و گل او در لون و هيئت همچو گل كدو بود و ليكن اندكى سطبرتر بود و تاتوره آنچه هندى بود بهتر باشد و آنچه بسياهى گرايد دو درم از وى كشنده بود و بفرد ميرانيدن كشنده بود و بفرد ميرانيدن حرارت غريزى و از خوردن وى زوال عقل و خيالات باطله و خواب گران پديد آيد و هذيان گويد و حركات مجنونانه كند و چون خواهد كه به راه رود و بيوفتد و نيك نتواند نشستن و موش و مور بسيار بيند و خواهد بگيرد و خندهاى هرزه كند و سخن نيكو نتواند گفتن و چشمها سرخ و تاريك شود و بالجمله حالى سكر و جنون طارى شود و بسيار دست بجامه و فرش و ديوار برد و خواهد كه چيزها گيرد و مطلق وتورا بر طبع افيون بود و ليكن روغن كنجد و غيره و ترشيها با وى مضر نباشند داد ترياق لسع جانوران بود چون برگ و عصارهء برگ او طلا كند به هوش بود فرفيون صمغىست ماء البطم و الرايحه طبيعت آن گرم‌ست در چهارم درجه از خوردن وى تاسه و سوزش اعضاى و فواق پديد آيد و باشد كه اسهال عظيم كند سه درم از وى بسه روز بكشد بتقريح معده و امعا و ترياق افيون و بعضى از سموم سرد و بعضى از حيوانات بود هربى بيخ نوع از محموده است در كوههاى كشمير بسيار باشند و آن دو نوع بود يكى سياه و يكى سفيد شكرى و هيئت طولانى غير مخروطى و مقابل سر جدوار بود در حجم امّا سياه